verwedeln
پنهان کردن، مبهم کردن، سرپوش گذاشتن
Beispiele
- Wer die Diskussion am wirksamsten verhindert und die Meinungsverschiedenheiten am eindrucksvollsten ''verwedelt,'' gilt nun als der kommende Mann.کسی که بحث را به مؤثرترین شکل ممکن مسدود کند و اختلافات نظر را به چشمگیرترین شکل مبهم سازد، اکنون به عنوان مرد آینده تلقی میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با تکان دادن (معمولاً دم) چیزی را نشان دادن یا ابراز کردن
- Der Hund verwedelte freudig den Schwanz.سگ با خوشحالی دمش را تکان داد.
- Sie verwedelte die schlechte Laune mit einem Lächeln.او با یک لبخند، حال بدش را از بین برد.
2
Akkusativ
چیزی را با تکان دادن یا حرکت دادن (مثلاً پول) هدر دادن یا مصرف کردن (معنای مجازی)
- Er hat sein ganzes Erbe in kurzer Zeit verwedelt.او تمام ارث خود را در مدت کوتاهی هدر داد.
- Man sollte sein Geld nicht einfach so verwedeln.نباید پول خود را همینطور هدر داد.