verwehen
باد بردن، با باد پوشانده شدن، محو شدن (بر اثر باد)
Beispiele
- Der kräftige Herbstwind ''verwehte'' das herabgefallene Laub.باد پاییزی شدید برگهای ریخته شده را با خود برد.
- Die Spuren im Sand wurden bald durch den Wind ''verwehtردپاها در شن به زودی توسط باد محو شدند
- Der Sandsturm ''verwehte'' die Straße und es war kein Weiterkommen mehr möglich.طوفان شن جاده را پوشاند و دیگر امکان پیشروی نبود.
Bedeutungen
1
(اغلب با sein)
با باد برده شدن، توسط باد پراکنده شدن یا محو شدن (اغلب به صورت ناگذر و با sein)
- Der Schnee ist über Nacht verweht und hat alle Spuren bedeckt.برف در طول شب با باد پراکنده شد و تمام ردپاها را پوشاند.
- Die Blätter wurden vom starken Wind verweht.برگها توسط باد شدید برده شدند.
2
Akkusativ
چیزی را با باد پوشاندن یا مخفی کردن (به صورت گذرا و با haben، مجازی یا واقعی)
- Der Sand hat die alten Spuren in der Wüste verweht.شن ردپاهای قدیمی را در بیابان پوشاند.
- Ihre Erinnerungen an die Kindheit sind mit der Zeit verweht.خاطرات او از دوران کودکی با گذشت زمان محو شدند.