فعل
رد کردن، کنار گذاشتن، لغو کردن
معانی و تعاریف verwerfen:
- یک ایده، پیشنهاد یا طرح را نامناسب یا اشتباه دانستن و آن را دنبال نکردن.
- (در مورد مواد، به ویژه چوب یا فلز) به دلیل عوامل خارجی (مانند رطوبت، گرما) تغییر شکل دادن یا کج شدن.
جملات نمونه برای verwerfen:
Der Eintrag ist ''verworfen worden.''
این ورودی ''رد شده است.''
„Da sie wie der Vater der Quäkersekte anhing, ''verwarf'' sie die Autorität der heiligen Texte ebenso wie die der papistischen Kirche.“
«از آنجا که او نیز مانند پدرش به فرقه کویکرها تعلق داشت، اقتدار متون مقدس و همچنین کلیسای پاپ را ''رد میکرد.''»
Die Kommission verwarf den Antrag einstimmig.
کمیسیون درخواست را به اتفاق آرا رد کرد.