verwitterungsbedingt
ناشی از هوازدگی، مربوط به هوازدگی
Bedeutungen
1
ناشی از فرآیندهای هوازدگی (مانند فرسایش، تجزیه شیمیایی یا فیزیکی سنگها و مواد توسط عوامل جوی).
- Die Felsformationen sind stark verwitterungsbedingt und sehen aus wie Skulpturen.تشکیلات سنگی به شدت ناشی از هوازدگی هستند و شبیه مجسمه به نظر میرسند.
- Die Schäden am alten Gebäude waren hauptsächlich verwitterungsbedingt.آسیبهای وارده به ساختمان قدیمی عمدتاً ناشی از هوازدگی بود.
- Die verwitterungsbedingten Veränderungen des Bodens beeinflussen das Pflanzenwachstum.تغییرات ناشی از هوازدگی خاک بر رشد گیاهان تأثیر میگذارد.