verzückt
به وجد آمده، مسرور، شیفته
Bedeutungen
1
غرق در شادی، لذت یا تحسین؛ به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و شادمان.
- Sie sah mit verzücktem Blick auf das Kunstwerk.او با نگاهی شیفته به اثر هنری خیره شد.
- Die Kinder waren verzückt über die Geschenke.بچهها از هدایا به وجد آمده بودند.
- Er hörte der Musik mit verzücktem Ausdruck zu.او با حالتی مسرور به موسیقی گوش میداد.