verzückt
به وجد آمده، مسرور، شیفته
Beispiele
- Ich bin ''verzückt''!من به وجد آمدهام!
- Das Kind spielte im Sandkasten und seine Oma schaute ihm ''verzückt'' zu.کودک در ماسهبازی مشغول بود و مادربزرگش با شیفتگی به او نگاه میکرد.
به وجد آمده، مسرور، شیفته