verzagen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈt͡saːɡn̩/
Wortzerlegung: ver·za·gen
فعل

ناامید شدن، دلسرد شدن، امید از دست دادن

Beispiele

  • Trotz des Rückschlags sollten wir nicht ''verzagen.'' Die Hoffnung stirbt zuletzt.با وجود این شکست، نباید ناامید شویم. امید آخرین چیزی است که می‌میرد.
  • Aber als die Abgeordneten begriffen, daß die Duma aufgelöst werden könnte und sie Gefahr liefen, plötzlich ihre Pfründe zu verlieren, ''verzagten'' sie und schoben ihre Prinzipien beiseite.اما وقتی نمایندگان مجلس فهمیدند که دوما ممکن است منحل شود و آنها در خطر از دست دادن ناگهانی امتیازات خود هستند، دلسرد شدند و اصول خود را کنار گذاشتند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

امید خود را از دست دادن، دلسرد شدن، ناامید شدن در مواجهه با مشکلات

  • Man sollte niemals verzagen, auch wenn die Situation schwierig ist.نباید هرگز ناامید شد، حتی اگر وضعیت دشوار باشد.
  • Trotz vieler Rückschläge hat er nie verzagte.با وجود بسیاری از شکست‌ها، او هرگز دلسرد نشد.