verzahren
به زور بردن، ربودن (شکل قدیمی یا محلی)
Beispiele
- Vor zwei Jahren „''verzahrten''“ die Burschen die Türe eines ortsbekannten Plumpsklos und brachten sie auf den Platz vor der Kirche.دو سال پیش پسرها درِ یک توالت صحرایی شناخته شده را به زور بردند و آن را به میدان جلوی کلیسا آوردند.
Bedeutungen
1
nicht relevant
اشاره به از کار افتادن یا معیوب شدن یک سیستم مکانیکی، الکترونیکی یا فرآیند پیچیده به دلیل نقص فنی یا خطای عملیاتی.
- Die komplexe Steuereinheit des Raumschiffs ist nach dem Start verfahren.واحد کنترل پیچیده سفینه فضایی پس از پرتاب از کار افتاد.
- Aufgrund eines Softwarefehlers verfuhr das Navigationssystem und führte das Flugzeug in die falsche Richtung.به دلیل خطای نرمافزاری، سیستم ناوبری از کار افتاد و هواپیما را به مسیر اشتباه هدایت کرد.