verzapfen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtsapfn̩/
Wortzerlegung: ver·zap·fen
فعل

از بشکه شیر گرفتن (مشروبات)، چفت و بست کردن، (عامیانه) چرندیات گفتن / دست گل به آب دادن

Beispiele

  • Als Bierdruckapparat bezeichnet man eine mechanische Vorrichtung, welche gestattet, das Bier unter einem Druck von 2 bis 3 Atmosphären aus den Schenkfässern zu ''verzapfen,'' und daher verhindert, dass das Bier im Fass während des Ausschenkens zu viel Kohlensäure verliert.به دستگاه فشارشکن آبجو، وسیله مکانیکی‌ای گفته می‌شود که اجازه می‌دهد آبجو تحت فشار ۲ تا ۳ اتمسفر از بشکه‌های سرو ریخته شود و بنابراین مانع از این می‌شود که آبجو در طول ریختن، گاز کربنیک زیادی در بشکه از دست بدهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (oft mit "Unsinn", "Blödsinn")

حرف‌های بی‌معنی یا اشتباه گفتن؛ کاری را خراب کردن یا اشتباه انجام دادن.

  • Was hast du da wieder für einen Unsinn verzapft?باز چه مزخرفاتی سر هم کردی؟
  • Er hat eine Menge Fehler verzapft.او کلی اشتباه مرتکب شد.