verzichtbar

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtsɪçtbaːɐ̯/
Worttrennung: ver·zicht·bar
صفت

قابل چشم‌پوشی، غیرضروری، قابل صرف‌نظر

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان از آن صرف‌نظر کرد یا آن را کنار گذاشت؛ غیرضروری یا قابل چشم‌پوشی.

  • Diese Ausgaben sind verzichbar, wenn wir Geld sparen wollen.این هزینه‌ها قابل چشم‌پوشی هستند اگر بخواهیم پول ذخیره کنیم.
  • Sein Beitrag war zwar nett, aber letztendlich verzichbar.مشارکت او خوب بود، اما در نهایت غیرضروری بود.
  • In dieser Situation sind Luxusgüter verzichbar.در این وضعیت، کالاهای لوکس قابل صرف‌نظر هستند.