verzinken
گالوانیزه کردن، روکش روی دادن؛ (عامیانه) لو دادن، خبرچینی کردن
Beispiele
- Wenn man Stahlteile vor Korrosion schützen möchte, sollte man sie ''verzinken'' lassen.اگر میخواهید قطعات فولادی را در برابر خوردگی محافظت کنید، باید آنها را گالوانیزه کنید.
- Falls die Diebe auf sein Angebot nicht eingehen, ''„verzinkt“'' er diese bei Scotland Yard.اگر دزدها پیشنهاد او را نپذیرند، او آنها را به اسکاتلند یارد لو میدهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با روی پوشاندن، رویاندود کردن، گالوانیزه کردن
- Stahlteile werden oft verzinkt, um sie vor Korrosion zu schützen.قطعات فولادی اغلب رویاندود میشوند تا از خوردگی محافظت شوند.
- Die Dachrinnen wurden verzinkt, damit sie länger halten.ناودانها رویاندود شدند تا عمر بیشتری داشته باشند.