verzweigt
منشعب، شاخهشاخه شده، پیچیده
Bedeutungen
1
دارای انشعابات متعدد، مانند شاخههای درخت یا رودخانه.
- Der Fluss verzweigt sich in viele kleine Arme, bevor er ins Meer fließt.رودخانه قبل از ریختن به دریا به شاخههای کوچک زیادی منشعب میشود.
- Das Wurzelwerk des Baumes ist tief und verzweigt.ریشه درخت عمیق و منشعب است.
- Die Straßen in der Altstadt sind eng und verzweigt.خیابانهای شهر قدیمی باریک و پرپیچوخم هستند.
2
پیچیده، دارای مراحل یا بخشهای متعدد و درهم تنیده، مانند یک سیستم یا ساختار.
- Das Unternehmen hat eine sehr verzweigte Organisationsstruktur.این شرکت ساختار سازمانی بسیار پیچیدهای دارد.
- Die Handlung des Romans ist komplex und verzweigt.خط داستانی رمان پیچیده و چندلایه است.
- Die Untersuchung ergab ein verzweigtes Netz von Korruption.تحقیقات نشاندهنده شبکهای پیچیده از فساد بود.