verzwirnen
تاباندن (دو نخ به هم)
Beispiele
- Um zwei Fäden miteinander zu ''verzwirnen'', kannst du die Knäule in Schalen oder Schuhkartons legen, damit sie nicht zu viel herum rollen oder sich gar miteinander verheddern.برای تاباندن دو نخ به هم، میتوانید کلافها را در کاسه یا جعبه کفش قرار دهید تا زیاد غلت نخورند یا حتی در هم گره نخورند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چند نخ یا رشته را به هم تاباندن یا پیچاندن تا یک نخ محکمتر یا یک طناب تشکیل شود.
- Der Seiler verzwirnt die einzelnen Fasern zu einem starken Tau.طنابساز الیاف منفرد را به هم میتاباند تا یک طناب محکم بسازد.
- Man kann verschiedene Garne miteinander verzwirnen, um neue Effekte zu erzielen.میتوان نخهای مختلف را به هم تاباند تا جلوههای جدیدی ایجاد کرد.
2
sich + Akkusativ
چند نخ یا رشته به طور ناخواسته به هم پیچیده یا گره بخورند.
- Die Fäden haben sich beim Weben verzwirnt.نخها هنگام بافتن به هم پیچیدند.
- Achte darauf, dass sich die Schnüre nicht verzwirnen.مراقب باش که بندها به هم گره نخورند.