videoüberwachen

Aussprache: /ˈviːdeoˌʔyːbɐˌvaxn̩/
Worttrennung: vi·deo·über·wa·chen
فعل

تحت نظارت تصویری قرار دادن، با دوربین مداربسته کنترل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

با استفاده از دوربین‌های مداربسته بر یک مکان، منطقه یا اشخاص نظارت کردن

  • Der Eingang des Gebäudes wird rund um die Uhr videoüberwacht.ورودی ساختمان به صورت شبانه‌روزی با دوربین مداربسته نظارت می‌شود.
  • Viele Geschäfte videoüberwachen ihre Verkaufsräume, um Diebstahl zu verhindern.بسیاری از فروشگاه‌ها سالن‌های فروش خود را با دوربین مداربسته کنترل می‌کنند تا از سرقت جلوگیری نمایند.