videografieren
فیلمبرداری کردن (ویدئویی ضبط کردن)
Beispiele
- Bei einer Geldabhebung ''wurde'' der Täter ''videografiert.در حین برداشت پول، از سارق فیلمبرداری شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از دوربین ویدئویی، تصاویر متحرک را ضبط کردن.
- Der Kameramann videografiert die Hochzeit.فیلمبردار از عروسی فیلمبرداری میکند.
- Sie haben die gesamte Veranstaltung videografiert.آنها کل رویداد را فیلمبرداری کردند.