viel Wind um etwas machen

Aussprache: /fiːl vɪnt ʊm ˈɛtvas ˈmaxn̩/
Worttrennung: viel Win·d um et·was ·ma·chen
اصطلاح

از چیزی کوه ساختن، بیش از حد به چیزی اهمیت دادن/توجه کردن، سروصدای زیادی بر سر چیزی راه انداختن

Bedeutungen

1

بیش از حد به یک موضوع اهمیت دادن، بزرگ کردن یک مسئله کوچک یا ایجاد سروصدای زیاد و بی‌مورد درباره آن.

  • Mach nicht so viel Wind um diese kleine Meinungsverschiedenheit.این اختلاف نظر کوچک را اینقدر بزرگ نکن.
  • Die Medien machen viel zu viel Wind um unwichtige Skandale.رسانه‌ها درباره رسوایی‌های بی‌اهمیت سروصدای زیادی راه می‌اندازند.
  • Er macht immer viel Wind um seine Erfolge, obwohl sie nicht so groß sind.او همیشه درباره موفقیت‌هایش بزرگنمایی می‌کند، هرچند که چندان بزرگ نیستند.