viel Wind um etwas machen
از چیزی کوه ساختن، بیش از حد به چیزی اهمیت دادن/توجه کردن، سروصدای زیادی بر سر چیزی راه انداختن
Bedeutungen
1
بیش از حد به یک موضوع اهمیت دادن، بزرگ کردن یک مسئله کوچک یا ایجاد سروصدای زیاد و بیمورد درباره آن.
- Mach nicht so viel Wind um diese kleine Meinungsverschiedenheit.این اختلاف نظر کوچک را اینقدر بزرگ نکن.
- Die Medien machen viel zu viel Wind um unwichtige Skandale.رسانهها درباره رسواییهای بیاهمیت سروصدای زیادی راه میاندازند.
- Er macht immer viel Wind um seine Erfolge, obwohl sie nicht so groß sind.او همیشه درباره موفقیتهایش بزرگنمایی میکند، هرچند که چندان بزرگ نیستند.