viele Köche verderben den Brei
آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشود یا بینمک / دخالت افراد زیاد در یک کار باعث خراب شدن آن میشود
Bedeutungen
1
وقتی افراد زیادی در انجام یک کار دخالت میکنند و هر کدام نظر یا روش خود را دارد، نتیجه نهایی معمولاً خراب میشود یا به نتیجه مطلوب نمیرسد.
- Wir haben versucht, das Projekt gemeinsam zu leiten, aber viele Köche verderben den Brei.ما سعی کردیم پروژه را با هم هدایت کنیم، اما دخالت افراد زیاد باعث خراب شدن آن شد.
- Der Lehrer hat uns gesagt, dass wir nur einen Ansprechpartner haben sollen, sonst viele Köche verderben den Brei.معلم به ما گفت که فقط باید یک نفر را به عنوان مسئول داشته باشیم، وگرنه دخالت افراد زیاد باعث خراب شدن کار میشود.
- Jeder hat eine andere Idee, wie das Fest organisiert werden soll. Ich fürchte, viele Köche verderben den Brei.هر کس ایدهی متفاوتی برای چگونگی سازماندهی جشن دارد. میترسم دخالت افراد زیاد باعث خراب شدن کار شود.