vielfältig
متنوع، گوناگون، چند وجهی
Bedeutungen
1
شامل انواع مختلفی از چیزها؛ بسیار متنوع و گوناگون.
- Die Region ist bekannt für ihre vielfältige Tier- und Pflanzenwelt.این منطقه به خاطر حیات وحش و گیاهان متنوعش مشهور است.
- Das Festival bot ein vielfältiges Programm mit Musik, Tanz und Theater.این جشنواره برنامهای متنوع شامل موسیقی، رقص و تئاتر ارائه داد.
- Sie hat vielfältige Interessen und lernt gerne neue Dinge.او علایق گوناگونی دارد و دوست دارد چیزهای جدید یاد بگیرد.
2
دارای جنبهها یا ویژگیهای متعدد؛ چندوجهی.
- Die Herausforderungen in diesem Projekt sind sehr vielfältig.چالشهای این پروژه بسیار چندوجهی هستند.
- Seine Rolle im Unternehmen war vielfältig und umfasste viele Aufgaben.نقش او در شرکت چندوجهی بود و شامل وظایف زیادی میشد.
- Wir suchen nach einer vielfältigen Lösung, die allen Anforderungen gerecht wird.ما به دنبال راهحلی جامع و چندوجهی هستیم که تمام الزامات را برآورده کند.