صفت
چندین برابر، چندگانه، مکرر
جملات نمونه برای vielfach:
Um Brüche zu addieren, erweitert man sie so, dass alle Nenner das kleinste gemeinsame ''Vielfache'' der ursprünglichen Nenner werden.
برای جمع کردن کسرها، آنها را طوری بسط میدهیم که همه مخرجها کوچکترین مضرب مشترک مخرجهای اصلی شوند.
Die paar Getränke reichen für die Feier nicht. Wir brauchen die ''vielfache'' Menge.
این چند نوشیدنی برای جشن کافی نیست. ما به چندین برابر این مقدار نیاز داریم.
Nach ''vielfachen'' Unfällen darf er das Auto seiner Eltern nicht mehr fahren.
پس از تصادفات مکرر، او دیگر اجازه ندارد با ماشین والدینش رانندگی کند.