vieräugig

Aussprache: /ˈfiːɐ̯ˌɔɪ̯ɡɪç/
Worttrennung: vier·äu·gig
صفت

چهار چشم

Bedeutungen

1

دارای چهار چشم؛ این اصطلاح معمولاً در مورد موجودات افسانه‌ای یا موجودات دارای عینک‌های خاص به کار می‌رود.

  • In dem Märchen gab es ein vieräugiges Monster.در آن افسانه، هیولایی چهار چشم وجود داشت.
  • Der Schauspieler trug eine Maske mit vieräugigen Gläsern für die Rolle.بازیگر برای ایفای نقش، ماسکی با شیشه‌های چهار چشم به صورت داشت.
  • Manche Insekten haben komplexe vieräugige Facettenaugen.برخی حشرات دارای چشم‌های مرکب چهارچشمی پیچیده‌ای هستند.