vieräugig
چهار چشم
Bedeutungen
1
دارای چهار چشم؛ این اصطلاح معمولاً در مورد موجودات افسانهای یا موجودات دارای عینکهای خاص به کار میرود.
- In dem Märchen gab es ein vieräugiges Monster.در آن افسانه، هیولایی چهار چشم وجود داشت.
- Der Schauspieler trug eine Maske mit vieräugigen Gläsern für die Rolle.بازیگر برای ایفای نقش، ماسکی با شیشههای چهار چشم به صورت داشت.
- Manche Insekten haben komplexe vieräugige Facettenaugen.برخی حشرات دارای چشمهای مرکب چهارچشمی پیچیدهای هستند.