vierhändig

Aussprache: /ˈfiːɐ̯ˌhɛndɪç/
Worttrennung: vier·hän·dig
صفت

چهار دستی (موسیقی)

Bedeutungen

1

موسیقی یا قطعه‌ای که برای نواختن توسط چهار دست (معمولاً دو پیانیست روی یک پیانو یا دو پیانو) نوشته شده است.

  • Sie spielten ein schwieriges vierhändiges Klavierstück.آنها یک قطعه پیانوی چهار دستی دشوار نواختند.
  • Das Konzert beinhaltete ein berühmtes vierhändiges Werk.کنسرت شامل یک اثر معروف چهار دستی بود.
  • Die beiden Pianisten übten das vierhändige Stück stundenlang.دو پیانیست قطعه چهار دستی را ساعت‌ها تمرین کردند.