vierjährig
چهار ساله
Bedeutungen
1
سن آن چهار سال است.
- Das vierjährige Kind malt gerne Bilder.کودک چهار ساله از نقاشی کشیدن لذت میبرد.
- Er hat vierjährige Erfahrung in der Softwareentwicklung.او چهار سال تجربه در توسعه نرمافزار دارد.
- Die vierjährige Garantie deckt alle Reparaturen ab.گارانتی چهار ساله تمام تعمیرات را پوشش میدهد.
2
مدت زمان آن چهار سال است.
- Das vierjährige Projekt wird im nächsten Jahr abgeschlossen sein.این پروژه چهار ساله سال آینده به پایان خواهد رسید.
- Sie hat eine vierjährige Ausbildung zur Krankenschwester gemacht.او یک دوره چهار ساله آموزش پرستاری را گذرانده است.
- Der vierjährige Vertrag läuft Ende des Monats aus.قرارداد چهار ساله در پایان ماه منقضی میشود.