vierköpfig
چهار سر؛ چهار نفره
Bedeutungen
1
تشکیل شده از چهار نفر یا چهار بخش.
- Wir sind eine vierköpfige Familie.ما یک خانواده چهار نفره هستیم.
- Das Unternehmen hat eine vierköpfige Geschäftsführung.شرکت دارای یک هیئت مدیره چهار نفره است.
- Die vierköpfige Band spielte ihre neuen Lieder.گروه موسیقی چهار نفره آهنگهای جدید خود را اجرا کرد.