vierstündig

Aussprache: /ˈfiːɐ̯ˌʃtʏndɪç/
Worttrennung: vier·stün·dig
صفت

چهارساعته، به مدت چهار ساعت

Bedeutungen

1

چیزی که چهار ساعت طول می‌کشد یا به مدت چهار ساعت ادامه دارد.

  • Wir hatten einen vierstündigen Flug.ما پروازی چهارساعته داشتیم.
  • Die vierstündige Wanderung war sehr anstrengend.پیاده‌روی چهارساعته بسیار طاقت‌فرسا بود.
  • Er nahm an einem vierstündigen Workshop teil.او در یک کارگاه چهارساعته شرکت کرد.