vierstündlich
چهار ساعته
Bedeutungen
1
اتفاق افتادن یا انجام شدن در فواصل زمانی چهار ساعته؛ هر چهار ساعت.
- Die Überwachung erfolgt vierstündlich.نظارت هر چهار ساعت یکبار انجام میشود.
- Wir planen eine vierstündliche Wanderung am Wochenende.ما یک پیادهروی چهار ساعته برای آخر هفته برنامهریزی کردهایم.
- Die Lieferung ist vierstündlich verfügbar.تحویل هر چهار ساعت یکبار در دسترس است.