vierteljährlich

Aussprache: /ˈfɪʁtl̩ˌjɛːɐ̯lɪç/
Worttrennung: vier·tel·jähr·lich
صفت

فصلی، سه‌ماهه، هر سه ماه یک بار

Bedeutungen

1

اتفاق افتادن، انجام شدن یا منتشر شدن هر سه ماه یک بار؛ مربوط به یک دوره سه ماهه.

  • Die Firma veröffentlicht ihren vierteljährlichen Bericht.شرکت گزارش سه‌ماهه خود را منتشر می‌کند.
  • Wir haben eine vierteljährliche Besprechung mit dem Team.ما یک جلسه سه‌ماهه با تیم داریم.
  • Die Miete wird vierteljährlich im Voraus bezahlt.اجاره بها به صورت سه‌ماهه در ابتدا پرداخت می‌شود.