viertgrößte
چهارمین بزرگترین
Bedeutungen
1
رتبه چهارم از نظر اندازه در میان مجموعهای از موارد.
- Das ist die viertgrößte Stadt des Landes.این چهارمین شهر بزرگ کشور است.
- Er belegte den viertgrößten Platz im Wettbewerb.او چهارمین رتبه بزرگ را در مسابقه کسب کرد.
- Wir haben das viertgrößte Zimmer im Hotel gebucht.ما چهارمین اتاق بزرگ هتل را رزرو کردیم.