viertgrößte

Aussprache: /ˈfiːɐ̯tˌɡrøːstə/
Worttrennung: viert·größ·te
صفت

چهارمین بزرگترین

Bedeutungen

1

رتبه چهارم از نظر اندازه در میان مجموعه‌ای از موارد.

  • Das ist die viertgrößte Stadt des Landes.این چهارمین شهر بزرگ کشور است.
  • Er belegte den viertgrößten Platz im Wettbewerb.او چهارمین رتبه بزرگ را در مسابقه کسب کرد.
  • Wir haben das viertgrößte Zimmer im Hotel gebucht.ما چهارمین اتاق بزرگ هتل را رزرو کردیم.