vierwöchentlich
چهار هفتهای، هر چهار هفته یکبار
Bedeutungen
1
رویدادی که هر چهار هفته یک بار اتفاق میافتد یا تکرار میشود.
- Die vierwöchentliche Schulung für neue Mitarbeiter beginnt nächste Woche.آموزش چهار هفتهای برای کارکنان جدید هفته آینده آغاز میشود.
- Er hat einen vierwöchentlichen Rhythmus für seine Besuche.او یک ریتم چهار هفتهای برای دیدارهایش دارد.
- Die vierwöchentliche Überprüfung der Lagerbestände ist wichtig.بررسی چهار هفتهای موجودی انبار مهم است.