der Vierzehnjähriger

Aussprache: /ˈfiːɐ̯t͡seːnˌjɛːʁɪɡɐ/
Worttrennung: Vier·zehn·jäh·ri·ger
اسم

پسر چهارده ساله، نوجوان چهارده ساله

Bedeutungen

1

پسری که سن او چهارده سال تمام است.

  • Der vierzehnjährige Junge spielt gerne Fußball im Park.پسر چهارده ساله دوست دارد در پارک فوتبال بازی کند.
  • Als vierzehnjähriger durfte er noch nicht alleine Auto fahren.به عنوان یک چهارده ساله، او هنوز اجازه نداشت به تنهایی رانندگی کند.
  • Die Eltern des vierzehnjährigen Schülers wurden zur Elternversammlung eingeladen.والدین دانش‌آموز چهارده ساله به جلسه اولیا و مربیان دعوت شدند.