vierzehnstündig
چهارده ساعته
Bedeutungen
1
چیزی که چهارده ساعت طول میکشد یا مدت زمان آن چهارده ساعت است.
- Er arbeitet oft vierzehnstündig, um das Projekt abzuschließen.او اغلب برای اتمام پروژه چهارده ساعت کار میکند.
- Die vierzehnstündige Reise war sehr anstrengend.سفر چهارده ساعته بسیار خستهکننده بود.
- Das Festival hat ein vierzehnstündiges Programm.این جشنواره برنامه چهارده ساعتهای دارد.