vierzehntägig

Aussprache: /ˌfiːɐ̯t͡seːnˈtɛːɡɪç/
Worttrennung: vier·zehn·tä·gig
صفت

چهارده روزه، دو هفته‌ای

Bedeutungen

1

که مدت آن دقیقاً چهارده روز یا دو هفته است.

  • Wir machen einen vierzehntägigen Urlaub auf den Kanarischen Inseln.ما یک تعطیلات چهارده روزه در جزایر قناری داریم.
  • Die vierzehntägige Quarantäne ist nun vorbei.دوره قرنطینه چهارده روزه اکنون به پایان رسیده است.
  • Er hat eine vierzehntägige Segeltour gebucht.او یک تور قایقرانی چهارده روزه رزرو کرده است.