vierzehntägig
چهارده روزه، دو هفتهای
Bedeutungen
1
که مدت آن دقیقاً چهارده روز یا دو هفته است.
- Wir machen einen vierzehntägigen Urlaub auf den Kanarischen Inseln.ما یک تعطیلات چهارده روزه در جزایر قناری داریم.
- Die vierzehntägige Quarantäne ist nun vorbei.دوره قرنطینه چهارده روزه اکنون به پایان رسیده است.
- Er hat eine vierzehntägige Segeltour gebucht.او یک تور قایقرانی چهارده روزه رزرو کرده است.