صفت
سرزنده، هوشیار، پرانرژی، زیرک
جملات نمونه برای vif:
„Überdies zielen ''vife'' Redaktionen seit langem darauf, ihre Angebote so aufzubereiten, dass sie möglichst gut auf den Google-Listen placiert sind.“
«علاوه بر این، تحریریههای «پرانرژی و هوشیار» مدتهاست که هدف1گذاری کردهاند تا مطالب خود را به گونهای آماده کنند که در فهرستهای گوگل در بهترین جایگاه قرار گیرند.»