vis-à-vis
روبرو، چهره به چهره
Bedeutungen
1
در مقابل یا روبروی یک شخص یا مکان.
- Das Café ist vis-à-vis vom Bahnhof.کافه روبروی ایستگاه قطار است.
- Er saß mir direkt vis-à-vis am Tisch.او درست روبروی من پشت میز نشسته بود.
- Das neue Geschäft befindet sich vis-à-vis der alten Post.مغازه جدید روبروی اداره پست قدیمی قرار دارد.