visionslos Aussprache:/fizioːnsloːs/Wortzerlegung:vi·si·ons·los صفت بدون چشمانداز، فاقد دوراندیشی جملات نمونه برای visionslos:„Dahinter erwartete ihn schwarze, ''visionslose'' Dunkelheit, der Ort, wo der Mond fiel.“در پس آن، تاریکی سیاه و بیچشماندازی در انتظار او بود، مکانی که ماه در آن سقوط کرد.