vogelgleich
پرندهمانند، شبیه پرنده
Bedeutungen
1
دارای ویژگیها یا حرکاتی شبیه به پرنده؛ مانند پرواز کردن، سبکی یا ظرافت.
- Mit seinen leichten Schuhen fühlte er sich fast vogelgleich.با کفشهای سبک خود، تقریباً احساس پرندهمانند میکرد.
- Die Tänzerin bewegte sich vogelgleich über die Bühne.رقصنده به شکلی پرندهمانند روی صحنه حرکت میکرد.
- Das Flugzeug stieg vogelgleich in den Himmel auf.هواپیما به شکلی پرندهمانند به آسمان اوج گرفت.