vogten

Aussprache: /ˈfoːktn̩/
Wortzerlegung: vog·ten
فعل

تحت قیمومیت قرار دادن، سرپرستی کردن (کودک یتیم)

Beispiele

  • Sie sagten zu, das Kind zu ''vogten,'' zu schirmen und zu versorgen.آنها موافقت کردند که از کودک سرپرستی کنند، از او محافظت کرده و از او مراقبت نمایند.

Bedeutungen

1 Akkusativ / ohne Objekt

به عنوان سرپرست یا قیم عمل کردن، قیمومت کردن، حمایت و نظارت کردن (معمولاً در معنای قدیمی یا حقوقی).

  • Er vogtete das Waisenkind, bis es volljährig war.او سرپرستی کودک یتیم را تا زمانی که به سن قانونی رسید، بر عهده داشت.
  • Die Familie vogtete über das Erbe des verstorbenen Onkels.خانواده بر میراث عموی متوفی نظارت می‌کردند.