vogten
تحت قیمومیت قرار دادن، سرپرستی کردن (کودک یتیم)
Beispiele
- Sie sagten zu, das Kind zu ''vogten,'' zu schirmen und zu versorgen.آنها موافقت کردند که از کودک سرپرستی کنند، از او محافظت کرده و از او مراقبت نمایند.
Bedeutungen
1
Akkusativ / ohne Objekt
به عنوان سرپرست یا قیم عمل کردن، قیمومت کردن، حمایت و نظارت کردن (معمولاً در معنای قدیمی یا حقوقی).
- Er vogtete das Waisenkind, bis es volljährig war.او سرپرستی کودک یتیم را تا زمانی که به سن قانونی رسید، بر عهده داشت.
- Die Familie vogtete über das Erbe des verstorbenen Onkels.خانواده بر میراث عموی متوفی نظارت میکردند.