volkstümlich

Aussprache: /ˈfɔlkstyːmlɪç/
Worttrennung: volks·tüm·lich
صفت

مردمی، عامه‌پسند، خودمانی

Bedeutungen

1

مورد علاقه یا درک عموم مردم؛ محبوب و شناخته شده در میان توده‌ها.

  • Die volkstümliche Musik ist sehr beliebt.موسیقی مردمی بسیار محبوب است.
  • Er erzählte eine volkstümliche Geschichte.او یک داستان عامه‌پسند تعریف کرد.
  • Das Lied wurde schnell volkstümlich.این آهنگ به سرعت در میان مردم محبوب شد.
2

به زبان ساده و قابل فهم برای عموم؛ غیرتخصصی و عامیانه.

  • Der Wissenschaftler erklärte das komplexe Thema auf volkstümliche Weise.دانشمند موضوع پیچیده را به روشی مردمی توضیح داد.
  • Seine Reden waren immer sehr volkstümlich und leicht verständlich.سخنرانی‌های او همیشه بسیار مردمی و به راحتی قابل فهم بود.
  • Wir bevorzugen eine volkstümliche Ausdrucksweise.ما بیان عامه‌پسند را ترجیح می‌دهیم.