volkstümlich
مردمی، عامهپسند، خودمانی
Bedeutungen
1
مورد علاقه یا درک عموم مردم؛ محبوب و شناخته شده در میان تودهها.
- Die volkstümliche Musik ist sehr beliebt.موسیقی مردمی بسیار محبوب است.
- Er erzählte eine volkstümliche Geschichte.او یک داستان عامهپسند تعریف کرد.
- Das Lied wurde schnell volkstümlich.این آهنگ به سرعت در میان مردم محبوب شد.
2
به زبان ساده و قابل فهم برای عموم؛ غیرتخصصی و عامیانه.
- Der Wissenschaftler erklärte das komplexe Thema auf volkstümliche Weise.دانشمند موضوع پیچیده را به روشی مردمی توضیح داد.
- Seine Reden waren immer sehr volkstümlich und leicht verständlich.سخنرانیهای او همیشه بسیار مردمی و به راحتی قابل فهم بود.
- Wir bevorzugen eine volkstümliche Ausdrucksweise.ما بیان عامهپسند را ترجیح میدهیم.