voll Aussprache:/fɔl/Wortzerlegung:voll صفت پر، لبریز؛ مست معانی و تعاریف voll:پر از چیزی بودن، مملو از چیزی بودنتأکید بر چیزی، تمرکز بر چیزی جملات نمونه برای voll:Ein ''voller'' Bus hält nicht mehr.یک اتوبوس پر دیگر توقف نمیکند.Die Packung ist noch ''voll.''بسته هنوز پر است.Sein Bruder ist ''voll'' und schläft seinen Rausch aus.برادرش مست است و دارد خماریاش را میخواباند.