vollabern
پرحرفی کردن، زیاد حرف زدن (معمولاً به شکلی آزاردهنده)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با حرف زدن زیاد و خستهکننده، کسی را کلافه کردن یا سرش را خوردن (محاوره)
- Er hat mich eine Stunde lang vollgelabert.او یک ساعت تمام سر مرا خورد.
- Lass dich nicht von ihm vollabern, er redet nur Unsinn.اجازه نده سرت را با حرفهایش بخورد، او فقط مزخرف میگوید.