vollassen
کاملاً خوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
اجازه دادن به چیزی که پر شود یا پر بماند؛ چیزی را پر کردن و به حال خود رها کردن
- Du musst den Eimer vollassen, bevor du ihn trägst.باید سطل را پر کنی، قبل از اینکه آن را حمل کنی.
- Er hat die Badewanne vollgelassen und vergessen.او وان حمام را پر کرد و فراموشش کرد.