vollbringen

Aussprache: /fɔlˈbrɪŋən/
Worttrennung: voll·brin·gen
فعل

به انجام رساندن، محقق ساختن (کار بزرگ/معجزه)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) vollbringen

کاری بزرگ، شاهکار یا معجزه‌ای را با موفقیت به پایان رساندن یا تحقق بخشیدن

  • Der Künstler hat ein unglaubliches Meisterwerk vollbracht.هنرمند شاهکار باورنکردنی‌ای را به انجام رسانده است.
  • Es war eine Leistung, die nur wenige Menschen vollbringen können.این یک دستاوردی بود که تنها تعداد کمی از مردم می‌توانند آن را محقق سازند.