vollbringen
به انجام رساندن، محقق ساختن (کار بزرگ/معجزه)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) vollbringen
کاری بزرگ، شاهکار یا معجزهای را با موفقیت به پایان رساندن یا تحقق بخشیدن
- Er hat eine erstaunliche Leistung vollbracht.او یک دستاورد شگفتانگیز را محقق کرد.
- Die Mannschaft vollbrachte ein wahres Wunder.تیم یک معجزه واقعی را به انجام رساند.