vollenden
کامل کردن، به اتمام رساندن، به کمال رساندن
Bedeutungen
1
Akkusativ
اثر هنری، ساختوساز یا کاری جامع را به طور کامل به انتهای خود رساندن
- Der Künstler konnte sein letztes Werk vor seinem Tod nicht mehr vollenden.هنرمند نتوانست آخرین اثرش را پیش از مرگش کامل کند.
2
Akkusativ
کاری را بیعیبونقص ساختن و به حد کمال رساندن
- Er hat seine sprachlichen Fähigkeiten im Ausland vollendet.او مهارتهای زبانیاش را در خارج از کشور به کمال رساند.