vollenden

Aussprache: /fɔlˈɛndn̩/
Wortzerlegung: voll·en·den
فعل

کامل کردن، به اتمام رساندن، به کمال رساندن

Bedeutungen

1 Akkusativ

اثر هنری، ساخت‌وساز یا کاری جامع را به طور کامل به انتهای خود رساندن

  • Der Künstler konnte sein letztes Werk vor seinem Tod nicht mehr vollenden.هنرمند نتوانست آخرین اثرش را پیش از مرگش کامل کند.
2 Akkusativ

کاری را بی‌عیب‌ونقص ساختن و به حد کمال رساندن

  • Er hat seine sprachlichen Fähigkeiten im Ausland vollendet.او مهارت‌های زبانی‌اش را در خارج از کشور به کمال رساند.