vollfrassen
پر خوردند (شکل صرف شده فعل)
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
به مقدار بسیار زیاد و افراطی غذا خوردن، تا جایی که فرد احساس سیری شدید یا ناراحتی کند (اغلب با بار معنایی منفی یا عامیانه).
- Nachdem er tagelang nichts gegessen hatte, fraß er sich auf dem Festmahl schier voll.پس از اینکه روزها چیزی نخورده بود، در ضیافت شام عملاً شکم خود را پر کرد.
- Die Gäste fraßen sich auf der Feier mit all den Köstlichkeiten voll.مهمانان در جشن با تمام خوراکیهای لذیذ، شکم خود را پر کردند.