vollieren

Aussprache: /vɔˈliːʁən/
Wortzerlegung: vollie·ren
فعل

والی کردن (در تنیس)، شوت مستقیم زدن (در فوتبال)

Beispiele

  • Charlotte Dods Spielweise galt in der damaligen Zeit als unorthodox, insbesondere, weil sie als eine der ersten häufig am Netz ''vollierte.سبک بازی شارلوت داد در آن زمان غیرمتعارف تلقی می‌شد، به خصوص به این دلیل که او یکی از اولین کسانی بود که اغلب در نزدیکی تور «والی» می‌کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (den Ball)

(در ورزش‌هایی مانند تنیس یا والیبال) توپ را قبل از اینکه به زمین بخورد، با راکت یا دست زدن.

  • Der Tennisspieler vollierte den Ball direkt ins Feld des Gegners.بازیکن تنیس توپ را مستقیماً به زمین حریف زد (قبل از زمین خوردن).
  • Sie vollierte den Angriffsschlag des Gegners erfolgreich.او ضربه حمله‌ای حریف را با موفقیت دفع کرد (با والی).