vollschreiben
پر کردن از نوشته، تمام صفحه/دفتر را نوشتن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) vollschreiben
دفتر، برگه یا تختهای را آنقدر نوشتن که جایی برای کلمه دیگری باقی نماند
- Er hat das ganze Notizbuch innerhalb weniger Tage vollgeschrieben.او کل دفترچه یادداشت را ظرف چند روز پر از نوشته کرد.
- Die Tafel war komplett vollgeschrieben.تختهسیاه کاملاً پر از خط و نوشته شده بود.